مدح و مرثیۀ حضرت سکینه سلاماللهعلیها
ای چـشم حسین بر جـمالت وی مظهـر فاطمـه، جلالت تعـظـیم کـمـال بــر کـمـالت تحسین رسول بر خـصالت بر قـلـب پـدر سکـینهای تو در بـیـت ولا امـیـنـهای تـو تـو سـوره نـور اهـلبـیـتـی تو شادی و شـور اهلبـیتی در سـیـنـه سـرور اهلبیتی تو نـخـلـه طـور اهـلبـیـتی تـو دخـتــر مــاه و آفـتـابـی آئــیــنــه زیـنـب و ربــابـی گل بر تو، گلاب بر تو نازد عـطـشانـی آب بـر تـو نازد آیــات حـجـاب بر تـو نـازد تـنهـا نـه ربـاب بر تو نازد حقـا کـه تو فـخـر عـالمینی مـمـدوحـه زینب و حـسینی ای چـشم حـسین را نظاره! بـر فـاطـمـه، زینب دوبـاره فــریـاد گــلـوی پـاره پــاره وصف تو فـراتر از شماره تا حـشـر، سـکـیـنـه ولایت آرامـــش ســیــنــه ولایــت تـو وجـه خـدای را گـواهی در قـلب پـدر، شــرار آهـی بـیـن اســرا چــراغ راهــی پـیـغــام رسـان قـتـلـگـاهـی پیـغـامت از آن رگ بـریـده تـا حـشـر قـیـامـت آفــریـده در فُـلک ولا، سکینـهای تو راضـیـهای و امـیـنـهای تو یک کرب و بلا مدینهای تو چون فاطمه بیقرینـهای تو تـو آیــه حُــســن ابـتــلایـی قــرآنِ شـهـیـدِ کــربــلایــی در مقتل خون چو پا نهادی لب بـر گـلـوی پـدر نهـادی روی تـن پـاکـش اوفــتـادی اینگـونه بـه مـا پـیـام دادی ما عترت عصمت و حجابیم در مـلـک عـفـاف آفـتـابـیـم در بحر عفاف، گوهری تو بر فُـلک کمـال، لنگـری تو هنگام خطابـه، حـیـدری تو زیرا به حسین، دخـتری تو تو سیـنهْ سپـر به هر بلایی تـو یـاسِ کـبـودِ کـربــلایـی ای در نفـست صدای زینب در هر سـخـنت ندای زینب همسنگر و پا به پـای زینب مـرآت خـدا نـمــای زیـنـب «میثم» به ثنای تو چه خواند هـر چنـد ز لب گهـر فشاند |